شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بنشست و ز رخ پرده برانداخته برخاستکار من دل سوخته را ساخته برخاست
۲
ماهی است چو با طلعت افروخته بنشستسروی است چو با قامت افراخته برخاست
۳
پیداست ز بالیدن بالای بلندشکز بهر هلاک من دلباخته برخاست
۴
چشمش پی خون ریختن مردم هشیارمستی است که با تیغ ستم آخته برخاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth