خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن که لبش مایهٔ حلاوت قند استکاش بگوید که نرخ بوسه به چند است
۲
دوش اسیر کسی شدم که ندانمترک سمرقند یا سوار خجند است
۳
از پی جولان چو بر سمند نشیندچشمهٔ خورشید بر فراز سمند است
۴
گر شب وصلش کشد به روز قیامتدیده هنوز از شمایلش گله مند است
صفحهٔ ۱ از ۳