خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه جا جلوهٔ آن صاحب وجه حسن استهمه کس بستهٔ آن زلف شکن بر شکن است
۲
رخ افروختهاش خجلت ماه فلک استقد افراختهاش غیرت سرو چمن است
۳
بهر قربانی آن چشم سیه باید ریختخون هر آهوی مشکین که به دشت ختن است
۴
گر نیارد به نظر سیم سرشکم نه عجبزان که سیمین بر و سیمین تن و سیمین ذقن است
صفحهٔ ۱ از ۳