خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش است اگر ز تو ما را دل غمینی هستکه عاقبت پی هر زهر انگبینی هست
۲
ز زلف و روی تو تا عشقم آگهی دردادخبر نیام که در آفاق کفر و دینی است
۳
حدیث نافهٔ چین میکنند مردم شهرمگر که جز شکن طرهٔ تو چینی هست
۴
به دیده تا نکشم خاک آستان تو رامرا به خون دل آلوده آستینی هست
صفحهٔ ۱ از ۳