خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بر اطراف رخت جعد چلیپایی هستهر طرف پای نهی سلسله در پایی هست
۲
قتل عشاق تو خالی ز تماشایی نیستوه که از هر طرفت طرفه تماشایی هست
۳
بعد کشتن تن صد چاک مرا باید سوختکه هنوز از تو به دل باز تمنایی هست
۴
دی پی تجربه از کوی تو بیرون رفتمبه گمانی که مرا از تو شکیبایی هست
صفحهٔ ۱ از ۳