خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار اگر جلوه کند دادن جان این همه نیستعشق اگر خیمه زند ملک جهان این همه نیست
۲
نکتهای هست در این پرده که عاشق داندور نه چشم و لب و رخسار و دهان این همه نیست
۳
مگر از کوچهٔ انصاف درآید یوسفور نه سرمایهٔ سودازدگان این همه نیست
۴
کوه کن تا به دل اندیشهٔ شیرین داردگر به مژگان بکند کوه گران این همه نیست
صفحهٔ ۱ از ۴