خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیشتر زآن که مهی جلوه در این محفل داشتمهرهٔ مهر تو در حقهٔ دل منزل داشت
۲
من همین از نظر افتاده چشمت بودمور نه صد مساله با مردم صاحب دل داشت
۳
دوش با سرو حدیث غم خود میگفتمکاو هم از قد تو خون در دل و پا در گل داشت
۴
خون بهای دلم از چشم تو نتوانم خواستکه به یک غمزهٔ دو صد غرقه به خون بسمل داشت
صفحهٔ ۱ از ۳