خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هم به حرم هم به دیر بدر دجا دیدمتتا نظرم باز شد در همه جا دیدمت
۲
سینه برافروختم، خانه فروسوختمدیده به خود دوختم، عین خدا دیدمت
۳
دل چو نهادم به مرگ، عمر ابد دادیامخو چو گرفتم به درد، محض دوا دیدمت
۴
ز آتش لب تشنگی رفت چو خاکم به بادخضر مسیحا نفس، آب بقا دیدمت
صفحهٔ ۱ از ۲