خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای فتنهٔ هر دوری از قامت فتانتآشوب قیامت را دیدیم به دورانت
۲
یک قوم جگرخونند از لعل میآلودتیک جمع پریشانند از زلف پریشانت
۳
هم چارهٔ هر نیشی از خندهٔ نوشینتهم راحت هر جانی از حقهٔ مرجانت
۴
هم نشهٔ هر جامی از چشم خمارینتهم شکر هر کامی از پستهٔ خندانت
صفحهٔ ۱ از ۴