شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۱۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فریاد که رفت خونم از یادچون دیده به روی قاتل افتاد
۲
فرزند بشر بدین روش نیستحوری بچه‌ای تو یا پریزاد
۳
آتش به درون من کسی زدکز خانه تو را برون فرستاد
۴
تا طرهٔ پرشکن گشادیعشقم گرهی ز کار نگشاد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth