شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۱۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مصوری که تو را چین زلف مشکین دادز مشک زلف تو ما را سرشک خونین داد
۲
فدای خامهٔ صورت گری توان گشتنکه زیب عارضت از خط عنبرآگین داد
۳
گره‌گشایی کارم کسی تواند کردکه تار زلف خم اندر تو را چین داد
۴
من از دو زلف پراکندهٔ تو حیرانمکه جمع دل شدگان را چگونه تسکین داد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth