خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش زلف سیهت بندهنوازیها کرددل دیوانه به زنجیر تو بازیها کرد
۲
آتش چهرهٔ تو مجمرهسوزیها داشتعنبرین طرهٔ تو غالیهسازیها کرد
۳
لب پر شکر تو شهدفشانیها داشتچشم افسونگر تو سحر طرازیها کرد
۴
تا نسیم سحر از جعد بلندت دم زدعمر کوتاهم از این قصه درازیها کرد
صفحهٔ ۱ از ۲