خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیدادگر نگارا تا کی جفا توان کردپاداش آن جفاها یک ره وفا توان کرد
۲
بیگانه رحمت آورد بر زحمت دل ماکی آنقدر تطاول با آشنا توان کرد
۳
مخمور و تشنگانیم زان چشم و لعل میگونجانی به ما توان داد، کامی روا توان کرد
۴
وقتی به یک اشارت جانی توان خریدنگاهی به یک تبسم دردی دوا توان کرد
صفحهٔ ۱ از ۳