خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه حسرت وصالش از دل به در توان کردنه صبر در فراقش زین بیشتر توان کرد
۲
تا وقت باز گشتن چندی عزیز باشییک چند از آن سر کو عزم سفر توان کرد
۳
گر بوسهای توان زد یاقوت آن دو لب رایک عمر ازین تمنا خون در جگر توان کرد
۴
گر کام جان توان یافت از روی و موی دلبرروزی به شب توان برد، شامی سحر توان کرد
صفحهٔ ۱ از ۳