خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بدین گونه سر زلف تو افشان ماندهر چه مجموعه دل هاست پریشان ماند
۲
چو درآید خم زلف تو به چوگان بازیای بسا گوی که در حسرت چوگان ماند
۳
واقف از معنی خورشید ازل دانی کیستآن که در صورت زیبای تو حیران ماند
۴
حال در ماندهٔ عشق تو نمیداند چیستدردمندی که در اندیشهٔ درمان ماند
صفحهٔ ۱ از ۴