شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خوش آنان که قدم در ره میخانه زدندبوسه دادند لب شاهد و پیمانه زدند
۲
به حقارت منگر باده‌کشان را کاین قومپشت پا بر فلک از همت مردانه زدند
۳
خون من باد حلال لب شیرین دهنانکه به کام دل ما خندهٔ مستانه زدند
۴
جانم آمد به لب امروز مگر یاران دوشقدح باده به یاد لب جانانه زدند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth