خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهل ز صورت خوبت نقاب بردارندکه با وجود تو عشاق نقش دیوارند
۲
چگونه خواری عشق تو را به جان بکشمکه پیش روی تو گل های گلستان خوارند
۳
با خلد خواندمان شیخ شهر و زین غافلکه ساکنان درت از بهشت بیزارند
۴
تو گر به سینه دل سخت آهنین داریشکستگان تو هم آه آتشین دارند
صفحهٔ ۱ از ۳