شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب که در حلقهٔ ما زلف دل‌آرام نبودتا به نزدیک سحر هیچ دل آرام نبود
۲
حلقهٔ دام نجات است خم طرهٔ دوستوای بر حالت مرغی که در این دام نبود
۳
جز بدان آهوی وحشی که به من رام نگشتدل وحشت‌زده با هیچ کسم رام نبود
۴
یار در کشتن من این همه انکار نداشتگر در این کار مرا غایت ابرام نبود
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth