خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کس که دید روی تو آهی ز جان کشیدهر دل که شد اسیر تو دست از جهان کشید
۲
هر خون که ریختی تو به محشر نشد حسابپنداشتم حساب تو را میتوان کشید
۳
دیشب به یاد قد تو از دل کشیدهامآهی که انتقام من از آسمان کشید
۴
آن را که چرخ داد به کف سر خط امانخود را به زیر سایه پیر مغان کشید
صفحهٔ ۱ از ۲