خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تویی آن آیت رحمت که نتوان کرد تفسیرشمنم آن مایهٔ حسرت که نتوان داد تغییرش
۲
تو و زلف گره گیری که نتوان دید در چنگشمن و خواب پریشانی که نتوان کرد تعبیرش
۳
تعالالله از این صورت که من ماتم ز تحسینشبنام ایزد از این معنی که من لالم ز تقریرش
۴
دلارا صورتی دیدم که دل میبرد دیدارشبه صورت خانهای رفتم که جان میداد تصویرش
صفحهٔ ۱ از ۴