خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دامن کشان شبی گذر افتاد بر منشبرخاستم چو گرد و نشستم به دامنش
۲
شاهان اسیر حلقهٔ گیسوی پر خمششیران شکار شیوهٔ آهوی پر فنش
۳
دل ها شکسته از شکن زلف کافرشمردان فتاده از نگه مردم افکنش
۴
پروانهٔ حریص چه پروا ز آتششدلخستهٔ فراق چه وحشت ز کشتنش
صفحهٔ ۱ از ۴