شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل سپردم به نگه کردن چشم سیهشترسم آن مست سیه کار ندارد نگهش
۲
بخت اگر دست دهد دست من و دامن اوچرخ اگر روی کند روی من و خاک رهش
۳
چشم امید بپوشان ز غبار خط اوکز دویدن نرسیدیم به گرد سپهش
۴
کس شبیهش نشناسیم اگر چه همه عمرروز ما شب شده از طره هم چون شبهش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth