خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن را که اول از همه خواندی به سوی خویشآخر به کام غیر مرانش ز کوی خویش
۲
جویی ز خون دیده گشادم به روی خویشبر روی خویش بستهام آبی ز جوی خویش
۳
نتوان به قول زاهد بیهودهگوی شهربرداشت دل ز شاهد پاکیزه خوی خویش
۴
کی میرسی به حلقهٔ رندان پاکبازتا نشکنی ز سنگ ملامت سبوی خویش
صفحهٔ ۱ از ۳