شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۳۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که بنشسته تا پر بر تنم پیکان عشقطایر پران شدم از ناوک پران عشق
۲
نوح را کشتی شکست از لطمهٔ توفان عشقکس نیامد بر کنار از بحر بی‌پایان عشق
۳
نعرهٔ منصورت از هر مو به سر خواهد زدنگر نهی پای طلب در حلقهٔ مستان عشق
۴
نشهٔ عشاق را هرگز نمی‌دانی که چیستتا ننوشی جرعه‌ای از بادهٔ رخشان عشق
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth