خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا شکن زلف توست سلسله جنبان دلجمع نخواهد شدن حال پریشان دل
۲
شوق تو در هم شکست پنجهٔ شاهین صبرعشق تو لشکر کشید بر سر سلطان دل
۳
هم خط نوخیز تو سبزه گلزار جانهم لب جان بخش تو چشمهٔ حیوان دل
۴
کار من آمد به جان از ستم پاسبانرفتم از آن آستان جان تو و جان دل
صفحهٔ ۱ از ۳