شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۳۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا با تو آرمیده‌ام از خود رمیده‌اممنت خدای را که چه خوش آرمیده‌ام
۲
روی تظلم من و خاک سرای تودست تطاول تو و جیب دریده‌ام
۳
در اشک من به چشم حقارت نظر مکنکاین لعل را به خون جگر پروریده‌ام
۴
زان پا نهاده‌ام به سر آهوی حرمکز تیر چشم مست تو در خون تپیده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth