شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۳۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آن به خدمت میخوارگان کمر بستمکه با وجود می از قید هر غمی جستم
۲
اگر به بادْ سلیمان همیشه دستی داشتمن از لب تو سلیمان باده بر دستم
۳
گهی ز نرگس مستانهٔ تو مخمورمگهی ز گردش پیمانهٔ تو سرمستم
۴
سگ سرای توام گر عزیز و گر خوارمپی هوای توام گر بلند و گر پستم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth