خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیشب به خواب شیرین نوشین لبش مکیدمدر عمر خود همین بود خواب خوشی که دیدم
۲
در خون طپید جسمم تا دامنش گرفتمبر لب رسید جانم تا خدمتش رسیدم
۳
میکند بیخم از جا اشکی که میفشاندممیزد به جانم آتش آهی که می کشیدم
۴
دوشم به وعده گفتا یک بوسه خواهمت دادجان را به نقد دادم، وین نسیه را خریدم
صفحهٔ ۱ از ۳