خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خوش آن دم که به بستان تو مینالیدمسرو بالای تو میدیدم و میبالیدم
۲
باغ رخسار تو میدیدم و دل میدادمگرد گلزار تو میگشتم و گل میچیدم
۳
جان به سودای تو میدادم و میرنجیدیخون ز بیداد تو میخوردم و میخندیدم
۴
نکتهٔ عشق تو رفتم که نگویم، گفتممحنت هجر تو گفتم که نبینم، دیدم
صفحهٔ ۱ از ۳