خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نرگسش گفت که من ساقی میخوارانمگرچه خود مست ولی آفت هشیارانم
۲
مژه آراست که غوغای صف عشاقمطره افشاند که سر حلقهٔ طرارانم
۳
رخ برافروخت که من شمع شب تاریکمقد برافراخت که من دولت بیدارانم
۴
نکته خال و خطش از من سودازده پرسکه نویسندهٔ طومار سیه کارانم
صفحهٔ ۱ از ۳