خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فدای قاصد جانان کز او آسوده شد جانمبشارت های خوش داد از اشارتهای جانانم
۲
به عالم هیچ عیشی را از این خوشتر نمیدانمکه جام از من تو بستانی و من کام از تو بستانم
۳
نمیدانم چه عشق است این که یک جا کند بنیادمنمیدانم چه سیل است این که یک سر ساخت ویرانم
۴
شنیدم کز برای هر شبی روزی مقرر شدندانم روز کی خواهد شدن شب های هجرانم
صفحهٔ ۱ از ۴