خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر دست دهد دامن آن سرو روانمآزاد شود دل ز غم هر دو جهانم
۲
آمد به لب بام که خورشید زمینمبگرفت به کف جام که جمشید زمانم
۳
افروخت رخ از باده که آتشزن شهرمافراخت قد از جلوه که غارت گر جانم
۴
گر از درم آن سرو خرامنده درآیدبرخیزم و بر چشم خود او را بنشانم
صفحهٔ ۱ از ۳