شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۳۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون ترک تیر افکن تویی، باید به خون غلطیدنمیارب کز این میدان مباد امکان برگردیدنم
۲
گر خنجر مردافکنت از هم ببرد خنجرمکی می‌توان از دامنت دست طمع ببریدنم
۳
امروز دادم را بده، امشب به فریادم برسزیرا که فردای جزا مشکل توانی دیدنم
۴
در آب و در آتش مرا تو می‌دهی جنبش مراور نه کجا ممکن شود از جای خود جنبیدنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth