شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۳۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب فراق تو گر ناله را اشاره کنمچه رخنه‌ها که در ارکان سنگ خاره کنم
۲
نه طاقتی که ز نظاره‌ات بپوشم چشمنه قدرتی که به رخساره‌ات نظاره کنم
۳
نه پای آن که به سوی تو ره بپیمایمنه دست آن که ز خوی تو جامه پاره کنم
۴
به کیش زمرهٔ عشاق دوزخی باشمبه بوی سدره ز کوی تو گر کناره کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth