شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۳۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا خبردار ز سرِّ لبِ جانان شده‌ایمخبر این است که سر تا به قدم جان شده‌ایم
۲
تا به یادِ لبِ او جامِ لبالب زده‌ایمواقف از خاصیتِ چشمهٔ حیوان شده‌ایم
۳
جام‌ِجم گر طلبی مجلسِ ما را دریابکز گداییِ درِ میکده سلطان شده‌ایم
۴
همه اسبابِ پریشانی ما جمع آمدتا ز مجموعه آن زلف پریشان شده‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth