خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا لب میپرست او داد شراب مستیممفتی شهر میخورد حسرت می پرستیم
۲
کاش به کوی نیستی خاک شوم که آن پریچهره نشان نمیدهد تا به حجاب هستیم
۳
دست امیدم ار شبی بر سر زلف او رسدطعنه بر آسمان زند فر دراز دستیم
۴
زندهٔ جاودانیم تا حرکات عشق شدآلت زندگانیم، علت تندرستیم
صفحهٔ ۱ از ۲