خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بدان طرهٔ طرار گرفتار شدیمداخل حلقه نشینان شب تار شدیم
۲
تا پراکنده آن زلف پریشان گشتیمهم دل آزردهٔ آن چشم دل آزار شدیم
۳
تا ره شانه بدان زلف دل آویز افتادمو به مو با خبر از حال دل زار شدیم
۴
سر به سر جمع شد اسباب پریشانی ماتا سراسیمهٔ آن طرهٔ طرار شدیم
صفحهٔ ۱ از ۳