خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا از دو چشم مستت بیمار و دردمندیمهم ایمن از بلاییم، هم فارغ از گزندیم
۲
گفتی برو ز کویم تا پای رفتنت هستزین جا کجا توان رفت زیرا که پایبندیم
۳
از طاق ابروانت وز تار گیسوانتهم خسته کمانیم، هم بسته کمندیم
۴
در دعوی محبت هم خوار و هم عزیزیمدر عالم مودت هم پست و هم بلندیم
صفحهٔ ۱ از ۳