خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دادن جان خدمت جانانه رسیدیمدر عشق نظر کن که چه دادیم و چه دیدیم
۲
زان پستهٔ خندان چه شکرها که نخوردیمزان سرو خرامان چه ثمرها که نچیدیم
۳
هر عقده که آن زلف دوتا داشت گشودیمهر عشوه که آن چشم سیه کرد، خریدیم
۴
هر باده که سیمین کف او داد، گرفتیمهر نکته که شیرین لب او گفت شنیدیم
صفحهٔ ۱ از ۴