شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۳۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که ز آب زندگی لعل تو می‌دهد نشانخیز و به دیده‌ام نشین، آتش دل فرونشان
۲
با همه جهد از آن کمر، هیچ نداشتم خبربا همه سعی از آن دهن، هیچ نیافتم نشان
۳
سر خوش و مست و بیهشم، در همه نشئه‌ای خوشمبار فلک نمی‌کشم، از کرم سبوکشان
۴
نزد حبیب کرده‌ام قصهٔ درد اهل دلپیش طبیب گفته‌ام صورت حال ناخوشان
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth