شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۳۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گشت فراق و وصل تو مرگ و بقای عاشقانکشتی و زنده ساختی ای تو خدای عاشقان
۲
برده‌ای از تبسمی نقد بقای اهل دلکرده‌ای از تغافلی قصد فنای عاشقان
۳
تا لب خود گشوده‌ای مستی ما فزوده‌ایای لب باده نوش تو نشاه فزای عاشقان
۴
با همه لاف زیرکی، بی خبرم ز خویشتنتا شده چشم مست تو هوش ربای عاشقان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth