خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۴۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا که دندان طمع را از لب جانان بکنیا تمام عمر از این حسرت به سختی جان بکن
۲
یا به رسوایی قدم بگذار در بازار عشقیا همی چشم از جمال یوسف کنعان بکن
۳
یا سر هر کوچهای دیوانگی را پیشهکنیا دل از زنجیر آن زلف عبیر افشان بکن
۴
یا به خاطر دم بدم آشفتگی را راه دهیا تعلق مو به مو زان طرهٔ پیچان بکن
صفحهٔ ۱ از ۳