خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۴۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم که چیست راهزن عقل و دین منگفتا که چین زلف و خط عنبرین من
۲
گفتم که الامان ز دم آتشین منگفتا که الحذر ز دل آهنین من
۳
گفتم که طرف دامن دولت به دست کیستگفتا به دست آن که گرفت آستین من
۴
گفتم که امتحان سعادت به کام کیستگفتا که کام آن که ببوسد زمین من
صفحهٔ ۱ از ۳