خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۴۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لبش را هر چه بوسیدم، فزونتر شد هوای منندارد انتهایی خواهش بی منتهای من
۲
چرا بالاتر از واعظ نباشم بر لب کوثرکه در میخانه دایم صدر مجلس بود جای من
۳
خطای بنده باید تا عطای خواجه بنمایدنمایان شد عطای او ز طومار خطای من
۴
شبی کز شور مستی گریهٔ مستانه سر کردمسحر از در درآمد شاهد شیرین ادای من
صفحهٔ ۱ از ۴