شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ثواب من همه شد عین رو سیاهی منکه خواجه در غضب آمد ز بی گناهی من
۲
فغان که دور فتادم ز کوی ماهوشیکه در گدایی او بود پادشاهی من
۳
به جرم بی‌گنهی کشتی‌ام خوشا روزیکه غمزهٔ تو درآید به عذرخواهی من
۴
توان شناخت که من دردمند عشق توامنه اشک سرخ و رخ زرد و رنگ کاهی من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth