خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۴۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چین زلف مشکین را بر رخ نگارم بینحلقههای او بشمر، عقدههای کارم بین
۲
از دمیدن خطش اشک من به دامن ریختهاله بر مهش بنگر، لاله در کنارم بین
۳
دوش در گذرگاهی دامنش به دست آوردسعی گرد من بنگر، کوشش غبارم بین
۴
نقد هر دو عالم را باختم به یک دیدنطرز بازیم بنگر، شیوهٔ قمارم بین
صفحهٔ ۱ از ۳