شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر خون من ز شیشه بریزد به جام اولب بر ندارم از لب یاقوت فام او
۲
با من سخن ز لعل روان بخش یار کنآب حیات را چه کند تشنه کام او
۳
یک عمر تلخ کام نشستم که عاقبتحرفی شنیدم از لب شیرین کلام او
۴
کار مرا به نیم نگاهش تمام کردبنگر چه میکند نگه ناتمام او
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth