خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۴۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تنها نه جا به خلوت دلها گرفتهایملک وجود را همه یکجا گرفتهای
۲
تا شانه را به جعد معنبر کشیدهایکاشانه را به عنبر سارا گرفتهای
۳
یارب چه لعبتی تو که چندین هزار دلاز جعد چین به چین چلیپا گرفتهای
۴
من خود گرفتم از تو توان برگرفت دلبا این چه میکنم که به جان جا گرفتهای
صفحهٔ ۱ از ۳