خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۲۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به کویِ میکده یا رب سحر چه مشغله بود؟که جوشِ شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود
۲
حدیثِ عشق که از حرف و صوت مُستَغنیستبه نالهٔ دف و نی در خروش و ولوله بود
۳
مباحثی که در آن مجلسِ جنون میرفتوَرایِ مدرسه و قال و قیلِ مسأله بود
۴
دل از کرشمهٔ ساقی به شُکر بود ولیز نامساعدیِ بختش اندکی گِلِه بود
صفحهٔ ۱ از ۲