خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۴۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صورتت یک باره آزادم نمود از قید هستیپی به معنی بردهام در عالم صورت پرستی
۲
تاب زلفت تاب مشتاقان برد در حال جنبشترک چشمت خون هشیاران خورد در عین هستی
۳
هم لبان لعل تو نامم نبرد از بینواییهم دهان تنگ تو کامم نداد از تنگدستی
۴
طالبان را نیش شوقت خوشتر است از نوشِ داروعاشقان را درد عشقت بهتر است از تندرستی
صفحهٔ ۱ از ۲